حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مى آمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید
وقتى که برایش غذا یا شیر مى آوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا از گرسنگى و تشنگى بمیرد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟
واین خصلت ها دگر جایی برای صحبت من وتو نمی گذارد فقط لحظه ای چشم دلمان را باز کنیم "مســــــمانان"

....................................................................
دراین شبهایی که خدا تمام نظرش معطوف به بندهاشه برای حال دل همه ی همنوعانمون دعاکنیم،دعاکنیم که نکنه یه وقت ماه رمضونمون تموم شه وروز ازنو....دعاکنیم تا آخر دستمون تو دست خدا بمونه ودعا کنیم خدا توفیق معرفت از دین ومذهب طلایی مون ،وپیروی از مولای عزیزمون رو بهمون عطاکنه.
خداکنه که بدونیم صاحب عصرمون همیشه حضور داره و با بند بند وجودمون براظهورش دعاکنیم.